تأثیر شبکه های اجتماعی بر درک ما از خود

چندی پیش یکی از دوستانم اکانت اینستاگرامش را پاک کرد. نمی‌توانستم بفهمم چرا یک نفر چنین کاری انجام می‌دهد، بنابراین پرسیدم و پاسخ او مرا غافلگیر کرد. او اینستاگرام خود را حذف کرد زیرا احساس می کرد که از آن افسرده شده است. فشار گرفتن عکس مناسب با فیلتر مناسب، پوشیدن لباس مناسب در مکان مناسب با افراد مناسب فشار زیادی بود. ما شرطی شده ابم که تنها بهترین خودمان را هرچند غیرواقعی، در شبکه های اجتماعی به نمایش بگذاریم مبادا از قافله عقب بیفتیم.

شما زمان و تلاش زیادی را صرف ایجاد هویت دیجیتال خود می کنید. شکل گیری این “خود جایگزین” به شدت به این بستگی دارد که دیگران چگونه خود را در این عرصه ها مطرح می کنند. پس برای “خود واقعی” شما چه اتفاقی می افتد؟

افسردگی خندان

افسردگی خندان اصطلاحی است که برای توصیف افرادی استفاده می شود که افسرده هستند اما به نظر نمی رسند. اگر قرار بود برای اولین بار با من ملاقات کنید، بسیار متعجب خواهید شد که بفهمید من افسردگی شدید دارم. برای من این طبیعت دوم است که نقاب یک فرد شاد را به چهره بگذارم. من نه تنها با مردم صحبت می کنم، بلکه اغلب پر سر و صداترین فرد در یک جمع هستم و همیشه می توانم چیزی برای شوخی یا خنده پیدا کنم. این افسردگی خندان است.

رسانه های اجتماعی لنز جالبی را در مورد خلق خود و اینکه چگونه این ساختار بر سلامت ذهنی ما تأثیر می گذارد قرار می دهد. خود ایده آل همان خودی است که ما آرزوی آن را داریم. خود ایده آل من یک نویسنده مستقل ۲۵ ساله و موفق است که در خانه ای همیشه تمیز زندگی می کند و همیشه قبل از ترک خانه برای آرایش کردن وقت می گذارد.

خود واقعی شخصی است که ما در واقع بر اساس اعمال، رفتارها و عاداتی است که در حال حاضر داریم. خود واقعی من یک نویسنده ۲۵ ساله آزاد که تازه کسب و کار خود را در خانه ای شروع کرده است که اکثر اوقات تمیز است و خودش را مجبور می کند همه جا لباس خواب نپوشد.

بر اساس نظریه شخصیت کارل راجرز، هر انسانی از غریزه اولیه برای بهبود خود و درک کامل پتانسیل خود برخوردار است. او مانند آبراهام مزلو این دستاورد را خودشکوفایی نامید. او معتقد بود که این حالت زمانی حاصل می‌شود که خود ایده‌آل و خود واقعی با یکدیگر همسو باشند. این شخص یک فرد کاملاً کارآمد در نظر گرفته می شود.

هر یک از ما چیزی را حمل می کنیم که رابرت فایرستون آن را صدای درونی انتقادی می نامد. این یک پویایی است که در درون هر فردی وجود دارد که فیلتری منفی برای مشاهده زندگی ما ارائه می دهد.

همه رسانه های اجتماعی فیسبوک و اینستاگرام نیستند. به LinkedIn نگاه کنید، نمایه کسب و کار مجازی جدید که به سرعت جایگزین رزومه چاپی سنتی می شود. به‌عنوان یک نویسنده آزاد، اغلب آگهی‌های شغلی را می‌بینم که اصرار دارند شما در شبکه های اجتماعی حضور قوی داشته باشید.

این پدیده نسخه ملموسی از مفهوم خود ایده آل راجرز است. ما یک شخصیت کلی داریم که بر اساس شخصی که می‌خواهیم باشیم، می‌سازیم و به دنیای مجازی می‌دهیم، و مهم‌تر از آن، بر اساس شخصی که می‌خواهیم به عنوان او دیده شویم.

شبکه های اجتماعی

یکی از عوامل نرخ بالای افسردگی که در افراد دوستدار شبکه های اجتماعی مشاهده می شود، ناسازگاری آنها بین خود ایده آل مجازی و خود واقعی است. میل به مثبت دیده شدن به ما آموخته است که مشکلات خود را ساکت کنیم و اکنون نمی‌دانیم چگونه آشفتگی درونی را بیان کنیم بدون اینکه احساس کنیم شکست اجتماعی را می‌پذیریم.

به دلایل واضح، افراد ویژگی‌های منفی خود را در پروفایل‌های اجتماعی خود تبلیغ نمی‌کنند و تصاویر نامطلوب به نمایش نمی‌گذارند. به دلیل این کنترل شدید بر نوع نگاه به ما، اغلب فریب می خوریم و باور می کنیم که زندگی دیگران بسیار بهتر از زندگی ماست. آنچه ضروری است به خاطر بسپاریم این است که آنها هم ماسک می زنند، همانطور که من انجام می دهم، همانطور که همه می کنند.

 چند راه برای درمان افسردگی شبکه های اجتماعی

  • هر روز سعی کنید زمانی را که در شبکه های اجتماعی سپری می کنید به حداقل برسانید.
  • هنگامی که با خود بیزاری ناشی از شبکه های اجتماعی مواجه می شوید، با افکار منفی خود روبرو شوید و منشأ و اعتبار آنها را زیر سوال ببرید.
  • اگر در مواقع بی حوصلگی به سمت شبکه های اجتماعی کشیده می شوید، مطمئن شوید که چیزی برای پرت کردن حواس خود دارید، مانند یک کتاب یا دیدن فیلم یا بازی کامپیوتری.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *