انواع افسردگی چیست؟

انواع افسردگی مختلفی وجود دارند که هر کدام علل، علائم و زمان بندی خاصی دارند. هر نوع از افسردگی که دارید، کمک در دسترس است.

نوع افسردگی شما به علائم خاص شما، زمان بروز آنها و مدت زمان ادامه آنها بستگی دارد.

مهم نیست که چه نوع افسردگی دارید، افسردگی از فردی به فرد دیگر متفاوت به نظر می رسد. اما همه انواع علائمی دارند که می تواند بر زندگی روزمره، روابط و زندگی کاری یا تحصیلی شما تأثیر بگذارد.

با تمام گزینه های درمانی موجود، می توانید علائم خود را از طریق درمان، دارو، تغییر شیوه زندگی یا ترکیبی از آنها مدیریت کنید.

اختلال افسردگی اساسی

بسیاری از اوقات، زمانی که مردم می گویند افسردگی دارند، اختلال افسردگی اساسی (MDD) دارند. MDD – که گاهی اوقات به عنوان افسردگی بالینی شناخته می شود – می تواند باعث شود که شما نشانه های زیر را تجربه کنید:

  • خلق و خوی مداوم پایین
  • اختلالات خواب
  • کاهش علاقه به فعالیت ها
  • کمبود انرژی
  • احساس گناه
  • تحریک پذیری
  • تغییرات در اشتها
  • بی ارزشی
  • افکار خودکشی
    با توجه به راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم (DSM-5)، برای تشخیص اختلال افسردگی اساسی باید حداقل ۵ مورد از علائم فوق را حداقل به مدت ۲ هفته داشته باشید.

همچنین باید خلق افسرده یا علاقه کم به فعالیت هایی را تجربه کنید که بر زندگی اجتماعی و کاری شما تأثیر منفی بگذارد.

پزشک شما باید سایر انواع افسردگی یا دوره های شیدایی را که ممکن است نشان دهنده تشخیص اختلال دوقطبی باشد، رد کند.

اگر با اختلال افسردگی اساسی (MDD) زندگی می کنید یا معتقدید که به اختلال افسردگی اساسی (MDD) مبتلا هستید، تنها نیستید. تخمین زده می شود ۱۲٪ از افراد در طول زندگی خود به اختلال افسردگی اساسی (MDD) مبتلا هستند.

۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت عمومی به اختلال افسردگی اساسی مبتلا هستند

اختلال افسردگی مداوم (دیستیمیا) یا افسرده خویی

اختلال افسردگی مداوم (PDD) همان چیزی است که قبلاً به آن دیستیمیا و افسردگی اساسی مزمن می گفتند.

در ابتدا تصور می شد که یک اختلال شخصیت است، راهمای تشخیصی اختلالات روانی DSM-5 اکنون آن را به عنوان یک نوع اختلال افسردگی طبقه بندی می کند.

برای تشخیص اختلال افسردگی مداوم، باید حداقل ۲ علامت افسردگی را برای حداقل ۲ سال تجربه کنید، بدون اینکه بیش از ۲ ماه وقفه در علائم داشته باشد. اختلال افسردگی پایدار PDD فقط باید به مدت ۱ سال در افراد زیر ۱۸ سال وجود داشته باشد.

به دلیل تداوم آن و گاهی اوقات علائم کمتر شدید، برخی افراد PDD را “افسردگی با عملکرد بالا” می دانند.

حدود ۳ درصد از مردم ایالات متحده دارای اختلال افسردگی مداوم هستند.

بسیاری از افراد مبتلا به PDD احساس می‌کنند که این دقیقاً «آن‌طور که هستند» است، اما همیشه می‌توانید از صحبت کردن با پزشک در مورد احساس خود سود ببرید. آنها می توانند به شما کمک کنند تا یک برنامه درمانی و مراقبتی پیدا کنید که به شما کمک می کند احساس بهتری داشته باشید.

افراد مبتلا به اختلال افسردگی پایدار و اطرافیان آنها ممکن است فکر کنند این جزوی از شخصیت آنهاست.

اختلال ناخوشی پیش‌قاعدگی

اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی (PMDD) یک اختلال افسردگی است که شبیه به سندرم پیش از قاعدگی (PMS) است. تفاوت در شدت علائم است.

در حالی که بسیاری از افرادی که عادت ماهانه دارند PMS دارند، همه افراد مبتلا به PMDD نیستند. این نوع افسردگی به احتمال زیاد به دلیل کاهش سطح هورمون در پی تخمک گذاری رخ می دهد.

برای اینکه پزشک اختلال دیسفوریای پیش از قاعدگی PMDD را تشخیص دهد، در اکثر دوره های قاعدگی، یک هفته قبل از شروع قاعدگی، علائم افسردگی خواهید داشت. علائم در عرض چند روز پس از قاعدگی بهبود می یابند و در هفته بعد از قاعدگی به حداقل می رسند یا ناپدید می شوند.

طبق راهنمای تشخیصی اختلالات روانی DSM-5، برای تشخیص PMDD، حداقل ۴ مورد از موارد زیر باید وجود داشته باشد:

  • نوسانات شدید خلق و احساسات که به عنوان نوسان و ناتواتی عاطفی شناخته می شود
  • افزایش تحریک پذیری، عصبانیت یا درگیری با دیگران
  • خلق افسرده، احساس ناامیدی یا افکار تحقیرکننده خود
  • اضطراب، تنش، احساس اینکه همواره در مرز احساس خوب و بد قرار دارید

جهت تشخیص همچنین مستلزم آن است که ۵ مورد از علائم زیر نیز وجود داشته باشد:

  • کاهش علاقه به فعالیت های معمولی شما
  • مشکل در فکر کردن یا تمرکز
  • خستگی
  • تغییر در اشتها یا عادات غذایی
  • مشکلات خواب
  • احساس لبریز شدن احساسات یا خارج شدن از کنترل
  • علائم فیزیکی مانند نفخ، حساسیت سینه یا افزایش وزن

با توجه به منبع معتبر دفتر سلامت زنان، حدود ۵ درصد از زنان در سال های باروری خود این وضعیت را تجربه می کنند. بسیاری از افرادی که با PMDD سر و کار دارند ممکن است با افسردگی یا اضطراب شدید نیز زندگی کنند.

افسردگی و دیسفوریای قبل از قاعدگی مختل کننده زندگی و فعالیتهای روزمره و نیازمند درمان است

اختلال عاطفی (افسردگی) فصلی

در حالی که از نظر بالینی به عنوان اختلال افسردگی اساسی با الگوهای فصلی شناخته می شود، بسیاری از مردم هنوز این نوع افسردگی را به عنوان اختلال عاطفی فصلی (SAD) یا افسردگی فصلی می شناسند.

برخلاف سایر شرایط افسردگی، تغییرات خلقی و رفتاری در این نوع افسردگی معمولاً در زمان‌های خاصی از سال اتفاق می‌افتد.

برای مثال، ممکن است علائم را در پاییز و زمستان احساس کنید و در بهار یا تابستان کاهش یابد. بسیاری از مردم SAD را با ماه‌های سردتر و تاریک‌تر مرتبط می‌دانند، اما برخی از افراد علائم را در ماه‌های گرم‌تر تجربه می‌کنند.

SAD یک نوع اختلال افسردگی اساسی است، به این معنی که علائم مشابهی دارد، فقط این است که علائم فقط در فصول خاصی رخ می دهد، نه در طول سال.

برخی علائم ممکن است بسته به ماه هایی که ظاهر می شوند متفاوت باشد. اگر شما SAD با شروع تابستان دارید، ممکن است بیشتر متوجه نشانه های زیر شوید:

  • بی اشتهایی و کاهش وزن
  • مشکل خواب
  • اضطراب
  • اپیزودهای رفتار خشونت آمیز
  • بی قراری
  • تحریک پذیری

اگر علائم SAD را در طول زمستان تجربه کنید، ممکن است بیشتر متوجه نشانه های شوید:

  • افزایش وزن
  • پرخوابی
  • پرخوری با ترجیح کربوهیدرات
  • کناره گیری از اجتماع

تشخیص افسردگی فصلی بر اساس داشتن موارد زیر است:

  • علائم افسردگی اساسی
  • اپیزودهایی که در طول فصل‌های خاص برای حداقل ۲ سال متوالی رخ می‌دهند (اگرچه همه آنها را هر سال ندارند)
  • اپیزودهایی که بسیار طولانی تر از سایر اپیزودهای افسردگی است که ممکن است در دیگر زمان‌های سال یا زندگی خود داشته باشید
  • محققان علت افسردگی فصلی را به طور کامل درک نمی کنند. با این حال، سطح سروتونین و ملاتونین، و همچنین نور خورشید و ویتامین D، همگی ممکن است نقش داشته باشند.

حدود ۵٪ از بزرگسالان ایالات متحده افسردگی فصلی را تجربه می کنند که علائم آن حدود ۴۰٪ از سال طول می کشد. این وضعیت همچنین تمایل دارد زنان را بیشتر از مردان تحت تأثیر قرار دهد.

افسردگی فصلی مدت زمان طولانی تری نسبت به افسردگی اساسی طول می کشد و در زنان بیشتر دیده می شود

افسردگی موقعیتی

افسردگی موقعیتی – که به طور رسمی به عنوان اختلال سازگاری با خلق افسرده شناخته می شود – زمانی رخ می دهد که واکنش های رفتاری یا عاطفی به تغییر در زندگی یا یک عامل استرس زا خاص داشته باشید.

در حالی که اغلب از آن به عنوان نوعی افسردگی یاد می شود، از نظر فنی نوعی اختلال سازگاری است.

بر اساس DSM-5، علائم در عرض ۳ ماه از قرار گرفتن در موقعیت استرس زا ظاهر می شوند و شامل موارد زیر است:

  • پریشانی که با شدت عامل استرس زا، با در نظر گرفتن عوامل فرهنگی یا سایر عواملی که می تواند بر واکنش تأثیر بگذارد، تناسب ندارد.
  • اختلال قابل توجه در عملکرد کاری، اجتماعی یا روزانه
  • برای دریافت تشخیص، علائم شما نباید نتیجه بیماری روانی دیگر یا تشدید یک بیماری موجود باشد. علاوه بر این، پس از برطرف شدن عامل استرس زا یا پیامدهای آن، علائم شما باید ظرف ۶ ماه از بین برود.

افسردگی موقعیتی ممکن است به حالات زیر دیده شود:

  • حالت افسردگی
  • اضطراب
  • ترکیبی از اضطراب و خلق افسرده
  • رفتار مزاحم برای دیگران
  • ترکیبی از رفتار و احساسات آشفته

یک مطالعه در سال ۲۰۱۷ برآورد کرد که حدود ۱۱.۵٪ از نوجوانان و بزرگسالان این بیماری را تجربه می کنند. اگر جوان تر هستید، در یک محیط شهری زندگی می کنید، دانشجو هستید یا تنها زندگی می کنید، شانس بیشتری برای ابتلا به افسردگی موقعیتی دارید.

اگر علائم شما پس از ۶ ماه برطرف نشد، و اگر رویدادی که تجربه کردید شامل تروما بود – که توسط انجمن روانشناسی آمریکا به عنوان “واکنش عاطفی به یک رویداد وحشتناک مانند تصادف، تجاوز، یا بلای طبیعی” تعریف شده است – ممکن است علائمی از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه کنید.

اختلال افسردگی دوقطبی

اختلال دوقطبی که قبلا به عنوان افسردگی شیدایی یا بیماری شیدایی- افسردگی شناخته می شد، در واقع نوعی افسردگی یا وضعیت صرفا افسردگی محسوب نمی شود.

اختلال دوقطبی یک وضعیت جداگانه است که شامل تغییرات خلق و خوی شدید و تغییرات در سطوح انرژی است.

افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است دوره های افسردگی را تجربه کنند. علائم این موارد مانند دوره های اختلال افسردگی اساسی است.

سه نوع اصلی اختلال دوقطبی وجود دارد:

  1. اختلال دوقطبی I: افراد مبتلا به این بیماری حداقل یک دوره شیدایی دارند. بسیاری هم دوره های شیدایی و هم افسردگی دارند.
  2. اختلال دوقطبی II: این نوع اختلال دوقطبی با الگویی از دوره های افسردگی و دوره های هیپومانیک ( شیدایی خفیف ) مشخص می شود.
  3. اختلال سیکلوتیمیک: که سیکلوتایمیا نیز نامیده می شود، شامل دوره هایی از علائم خلقی است که حداقل ۲ سال طول می کشد که با معیارهای کامل دوره های افسردگی یا هیپومانیا مطابقت ندارد.
    تخمین زده می شود ۴.۴٪ منبع مورد اعتماد بزرگسالان ایالات متحده در مقطعی از زندگی خود اختلال دوقطبی را تجربه می کنند.

افسردگی پس از زایمان

با توجه به منبع معتبر دفتر سلامت زنان، احساس غمگینی یا ملال در روزهای بلافاصله پس از زایمان طبیعی است. این احساس باید در عرض ۳ تا ۵ روز از بین برود.

اگر افسردگی، پوچی یا ناامیدی در عرض ۲ هفته از بین نرود، ممکن است افسردگی پس از زایمان را تجربه کنید که به عنوان اختلال افسردگی اساسی با شروع حوالی زایمان نیز شناخته می شود. این احساسات می تواند در زندگی روزمره و مراقبت از فرزند اختلال ایجاد کند.

پس از زایمان به دوره زمانی بلافاصله پس از بارداری اشاره دارد. همچنین ممکن است افسردگی حین زایمان را تجربه کنید که به زمان قبل، حین و بعد از زایمان اشاره دارد.

هیچ اتفاق نظری بین سازمان ها در مورد مدت زمان پس از زایمان وجود ندارد. DSM-5 بیان می کند که شروع علائم خلقی در دوران بارداری یا در ۴ هفته پس از زایمان رخ می دهد، در حالی که سازمان بهداشت جهانی (WHO) آن را به عنوان منبع معتبر ۶ هفته پس از زایمان تعریف می کند.

علائم افسردگی پس از زایمان عبارتند از:

  • احساس ناامیدی، غمگینی یا غمگینی پس از زایمان
  • عدم ارتباط با نوزاد
  • انرژی یا انگیزه کم
  • علاقه کم به کودک
  • گریه مکرر
  • تغییرات در عادات غذایی
  • مشکلات حافظه یا تصمیم گیری
  • افکار آسیب رساندن به کودک یا خودتان
  • درد مداوم، مشکلات معده یا سردرد
  • از دست دادن علاقه به فعالیت ها
  • کناره گیری از خانواده یا دوستان
  • احساس بی ارزشی، گناه، مانند احساس یک مادر بد بودن

بدن شما در چند ماه اول پس از زایمان دچار تغییرات فیزیکی و هورمونی شدیدی می شود. منبع معتبر تحقیقات نشان می دهد که عوامل مختلفی می توانند باعث افسردگی پس از زایمان شوند، از جمله:

  • تغییرات در سطوح هورمونی شما پس از تولد فرزند شما از جمله کاهش هورمون های استروژن، پروژسترون و تیروئید
    افزایش سطح استرس
  • داشتن عوارض در دوران بارداری و زایمان
  • به دنیا آوردن کودک با وزن کم
  • سن زیر ۱۹ سالگی هنگام زایمان
  • عدم حمایت عاطفی و مالی
  • وضعیت شغلی
  • سطح تحصیلات
  • کمبود خواب
  • دسترسی به غذای مغذی
  • مقدار ورزش

اگر بعد از تولد فرزندتان احساس غمگینی داشتید یا فقط خودتان را دوست ندارید، به یاد داشته باشید که این شما را به پدر و مادر بدی تبدیل نمی کند. حدود ۱ نفر از ۹ نفر پس از زایمان برای اولین بار افسردگی پس از زایمان را تجربه می کنند.

درمان ها

گزینه های درمانی مختلفی برای افسردگی وجود دارد.

برخی از گزینه های درمانی عبارتند از:

  • روان درمانی یا مشاوره
  • داروهای ضد افسردگی
  • در موارد شدید، بستری شدن در بیمارستان
  • برخی تغییرات سبک زندگی و تکنیک های مراقبت از خود نیز می توانند برای مدیریت علائم شما مفید باشند.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *