درباره درمان افسردگی با tDCS، نحوه عملکرد tDCS و شواهد علمی پشت آن بیشتر بیاموزید.
اختلال افسردگی اساسی (MDD) یکی از شایعترین و ناتوانکنندهترین اختلالات روانپزشکی در سراسر جهان است که میلیونها نفر را در جمعیتهای مختلف تحت تأثیر قرار میدهد. این بیماری با احساس مداوم غم و اندوه، خلق افسرده، ناتوانی در احساس لذت (آنهدونیا)، کاهش انرژی و طیف وسیعی از علائم شناختی و جسمی شناخته میشود. علیرغم در دسترس بودن گزینههای درمانی استاندارد نظیر دارودرمانی (بهویژه SSRIها) و رواندرمانیهای شناختی-رفتاری، بخش قابلتوجهی از مبتلایان به «افسردگی مقاوم به درمان» (TRD) تبدیل میشوند یا تنها پاسخ ناکامل و نسبی به مداخلات نشان میدهند.
تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای (tDCS) به عنوان یک رویکرد نوین و غیرتهاجمی در حوزه «نورومدولاسیون»، جایگاه برجستهای در مدیریت بالینی و کمکی اختلالات خلقی پیدا کرده است. این متد با اعمال جریان الکتریکی مستقیم و بسیار ضعیف (معمولاً ۱ تا ۲ میلیآمپر) بر نواحی قشری هدف، باعث تغییر در تحریکپذیری نورونی و القای «انعطافپذیری عصبی» (Neuroplasticity) میشود. تعدیل مدارهای عصبی درگیر در تنظیم هیجان به کمک tDCS، بهویژه زمانی که در کنار سایر درمانها تجویز شود، امیدواریهای بالینی چشمگیری برای کاهش بار بیماری و بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به افسردگی فراهم کرده است.
tDCS چیست؟
تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال (tDCS) یک تکنیک تعدیل عصبی غیرتهاجمی، بیخطر و با تحملپذیری بسیار بالا در محیطهای بالینی است. در پروتکل استاندارد tDCS، دو الکترود (آند و کاتد) که با پدهای آغشته به محلول سالین یا ژل هادی پوشانده شدهاند، در نواحی تعیینشده از پوست سر (بر اساس سیستم بینالمللی 10-20) قرار میگیرند تا جریان ضعیفی را به قشر مغز انتقال دهند.
مکانیسم زیربنایی tDCS شامل شلیک مستقیم پتانسیل عمل نیست، بلکه پتانسیل استراحت غشای نورونها را جابهجا میکند: تحریک «آندی» عموماً موجب دپلاریزاسیون نسبی و افزایش تحریکپذیری کورتیکال میگردد، در حالی که تحریک «کاتدی» با هایپرپلاریزاسیون و کاهش فعالیت مدارهای نورونی مرتبط است. این قابلیت به متخصص اجازه میدهد تا تعادل سیناپسی و تحریکپذیری شبکههای درگیر در اختلال را مجدداً تنظیم کند.
درمان افسردگی با tDCS
مطالعات تصویربرداری عصبی و الکتروفیزیولوژی نشان میدهند که در پاتوفیزیولوژی افسردگی، نوعی «عدم تقارن عملکردی در قشر پیشپیشانی» رخ میدهد؛ به طوری که فعالیت قشر پیشپیشانی پشتیجانبی چپ (Left DLPFC) دچار کاهش فعالیت (Hypoactivity) شده و در مقابل، قشر پیشپیشانی راست ممکن است بیشفعال باشد.
در پروتکل استاندارد درمان افسردگی با tDCS، الکترود «آند» بر روی L-DLPFC (موقعیت F3) و الکترود «کاتد» بر روی ناحیه سوپرااوربیتال راست (Fp2) یا دلتوئید قرار میگیرد. هدف از تحریک آندی سمت چپ، بازگرداندن متابولیسم و تحریکپذیری عصبی این ناحیه است. تغییرات مثبت در عملکردهای شناختی و تنظیم هیجان معمولاً از هفتههای آغازین گزارش میشود و اثرات ضد افسردگی قابلسنجش بالینی عموماً پس از ۲ تا ۳ هفته مداخله مداوم تثبیت میگردد.
پروتکلهای متداول شامل دورههای درمانی ۱۰ تا ۱۵ یا حتی ۲۰ الی ۳۰ جلسهای روزانه است که مدتزمان هر جلسه ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برآورد میشود. از این متد میتوان به عنوان درمان افزوده (Add-on) در کنار فارماکوتراپی یا رواندرمانی بهره برد.
آیا درمان افسردگی با tDCS از نظر علمی ثابت شده است؟
یکی از کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده و دوسوکور معتبر در این حوزه (کارآزمایی SELECT-TDCS)، اثربخشی tDCS را در مقایسه مستقیم و ترکیبی با داروی استاندارد «سرترالین» (یک مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین – SSRI) سنجید. این پژوهش بر روی ۱۲۰ بیمار مبتلا به افسردگی اساسی غیرتحتدرمان انجام شد و افراد به چهار گروه تصادفی تقسیم شدند:
- گروه tDCS واقعی + داروی سرترالین
- گروه tDCS واقعی + دارونما (پلاسبو)
- گروه tDCS ساختگی (Sham) + داروی سرترالین
- گروه tDCS ساختگی (Sham) + دارونما (پلاسبو)
پس از ۶ هفته درمان فعال، دادهها نشان داد گروهی که درمان ترکیبی (همزمان tDCS و سرترالین) را دریافت کردند، بالاترین نرخ پاسخ بالینی و فروکش بیماری (Remission) را ثبت نمودند و اثربخشی این ترکیب از مداخله با هر یک از درمانها به صورت منفرد یا دارونما به شکل معناداری بیشتر بود.
از نظر ایمنی بالینی، این روش مشخصات بسیار مطلوبی دارد. عوارض جانبی گزارششده خفیف و گذرا بوده و عمدتاً شامل اریتم (قرمزی ملایم و موقت پوست زیر الکترود)، سوزنسوزن شدن اولیه یا سردرد گذرا است، بدون آنکه عوارض جانبی سیستمیک شرا بوده و عمدتاً شامل اریتم (قرمزی ملایم و موقت پوست زیر الکترود)، سوزنسوزن شدن اولیه یا سردرد گذرا است، بدون آنکه عوارض جانبی سیستمیک شایع داروهای ضدافسردگی (نظیر اختلالات گوارشی یا جنسی) را ایجاد نماید.
در مجموع، شواهد کارآزماییهای کنترلشده نشان میدهند که tDCS به عنوان یک درمان ایمن، اثربخش و افزوده به دارودرمانی میتواند به تقویت پاسخ بالینی و تسریع روند بهبودی در اختلال افسردگی کمک شایانی کند.
منبع