به شکل پدر، به سان مادر
واکاوی چرایی شباهت ظاهری و رفتاری مبتلایان به آنورکسیا نروزا به والدین
در کار با بیماران مبتلا به اختلالات خوردن، گاهی الگوهایی در ذهن درمانگر شکل میگیرد که میتواند به پرسشهای تازهای درباره ریشههای روانی بیماری منجر شود. یکی از این الگوها، تجربه بالینی من در مواجهه با بیماران مبتلا به آنورکسیا نروزا است. در بسیاری از این بیماران، متوجه شدهام که از نظر چهره، حالت چشمها یا فرم کلی صورت، شباهتهایی به پدر خود دارند؛ درحالیکه از نظر رفتاری، هیجانی و شیوه ارتباط، گاهی ویژگیهایی شبیه مادر نشان میدهند.
برای مثال، ممکن است در آنان ویژگیهایی مانند کمالطلبی، نگرانی درباره قضاوت دیگران، فداکاری افراطی، اجتناب از تعارض یا کنترل شدید احساسات دیده شود. البته تأکید میکنم که این موضوع یک مشاهده و تجربه بالینی است، نه یک قانون علمی یا معیار تشخیصی قطعی. شباهت ظاهری به پدر میتواند ریشه ژنتیکی داشته باشد و شباهت رفتاری به مادر نیز ممکن است از عوامل مختلفی مانند تربیت، الگوبرداری، خلقوخو، فرهنگ و تجربههای خانوادگی ناشی شود.
هدف این مقاله، بررسی این فرضیه از منظر روانکاوی و روانپویشی است؛ نه اینکه برای همه بیماران مبتلا به آنورکسیا نروزا یک توضیح واحد ارائه دهد.
آنورکسیا نروزا چیست؟
آنورکسیا نروزا یا بیاشتهایی عصبی، اختلالی جدی است که در آن فرد معمولاً با کاهش شدید دریافت غذا، ترس از افزایش وزن و اشتغال ذهنی شدید با وزن و شکل بدن مواجه است.
اما این اختلال فقط درباره غذا یا لاغری نیست. در بسیاری از بیماران، موضوعات عمیقتری نیز وجود دارد؛ از جمله:
- احساس ناتوانی
- نیاز شدید به کنترل
- کمالطلبی
- دشواری در بیان خشم و مخالفت
- ناتوانی در تشخیص خواستههای واقعی خود
- نگرانی از جداشدن از والدین
- احساس بیگانگی با بدن
گاهی بیمار نمیتواند بهسادگی بگوید «من ناراحتم»، «من عصبانی ام» یا «می خواهم مستقل باشم». در چنین شرایطی، بدن ممکن است به جای زبان او سخن بگوید.
تجربه بالینی؛ شباهت به پدر و مادر
در تجربه بالینی من، اغلب بیماران مبتلا به آنورکسیا نروزا از نظر چهره، حالت چشمها یا فرم کلی صورت، شباهت قابلتوجهی به پدر خود دارند. در مقابل، در رفتار آنان گاهی ویژگیهایی دیده میشود که یادآور مادر است؛ ویژگیهایی مانند:
- توجه افراطی به رضایت دیگران
- کمال طلبی
- نادیدهگرفتن نیازهای شخصی
- نگرانی درباره ظاهر
- اجتناب از خشم یا مخالفت
- تلاش برای همیشه خوب و بی اشتباه بودن
- کنترل احساسات و پنهان کردن ناراحتی
این مشاهده به تنهایی اثبات نمی کند که میان چهره بیمار و ابتلا به آنورکسیا رابطه ای وجود دارد. همچنین نباید تصور کرد که هر بیمار مبتلا به آنورکسیا چنین ویژگیای دارد. اهمیت این مشاهده در آن است که ما را به پرسشهایی درباره شکلگیری هویت بیمار، رابطه او با والدین و معنای بدن در زندگی روانی اش هدایت میکند.
شباهت ظاهری به پدر؛ واقعیت زیستی و معنای روانی
شباهت چهره به پدر در درجه اول میتواند نتیجه وراثت باشد. فرم بینی، چشمها، استخوان بندی صورت و بسیاری از ویژگیهای ظاهری از طریق ژنها منتقل میشوند. بنابراین، از نظر علمی نمیتوان گفت صرفاً چون فردی شبیه پدرش است، احتمال ابتلای او به آنورکسیا بیشتر است. بااینحال، ظاهر فرد فقط یک واقعیت زیستی نیست. ما از دوران کودکی، از طریق نگاه دیگران، بهخصوص والدین، درباره خودمان شناخت پیدا میکنیم. کودک متوجه میشود که والدین چگونه به بدن او نگاه میکنند و درباره ظاهر، زیبایی، وزن، قدرت و موفقیت چه میگویند.
ممکن است شباهت به پدر در خانواده بار معنایی خاصی پیدا کند. برای مثال، کودک ممکن است به دلیل شباهت ظاهری با پدر، با او مقایسه شود یا از او انتظار داشته باشند ویژگیهای پدر را نیز داشته باشد؛ مانند:
- قوی بودن
- موفق بودن
- کنترل داشتن
- احساساتی نبودن
- مستقل بودن
- تحمل کردن فشارها بدون شکایت
در این حالت، چهره میتواند بهتدریج برای بیمار یادآور جایگاه او در خانواده باشد.
شباهت رفتاری به مادر؛ یادگیری از راه مشاهده
کودک بسیاری از رفتارها را نه از طریق آموزش مستقیم، بلکه از طریق مشاهده یاد میگیرد. او میبیند مادر چگونه با اضطراب، غذا، بدن، خشم، روابط و فشارهای زندگی برخورد میکند.
برای نمونه، اگر مادری دائماً درباره وزن خود نگران باشد، از بدنش انتقاد کند یا غذا را با احساس گناه مصرف کند، ممکن است کودک نیز بهتدریج یاد بگیرد که بدن موضوعی برای نگرانی و کنترل است. البته این به معنای آن نیست که مادر علت بیماری است. بسیاری از والدین دغدغه وزن دارند، اما فرزندشان به اختلال خوردن مبتلا نمیشود. همچنین بسیاری از بیماران مبتلا به آنورکسیا چنین رفتارهایی را در والدین خود مشاهده نکردهاند.
موضوع مهم، مفهوم همانند سازی (Identification) است. همانند سازی یعنی فرد، برخی ویژگیهای مهم ترین افراد زندگی خود را به تدریج درونی میکند. کودک ممکن است سبک نگرانی، کمال طلبی، سکوت، فداکاری یا اجتناب از تعارض را از مادر بیاموزد، حتی اگر آگاهانه چنین قصدی نداشته باشد.
«به سان مادر» یعنی چه؟
وقتی گفته میشود بیمار از نظر رفتاری شبیه مادر است، منظور الزاماً تقلید آگاهانه نیست. ممکن است این شباهت در شکل های ظریف تری دیده شود.
برای مثال، مادر و بیمار ممکن است هر دو:
- از ناراحت کردن دیگران بترسند
- خشم خود را پنهان کنند
- برای حفظ آرامش خانواده از خواسته های خود بگذرند
- ارزشمندی خود را به تأیید دیگران وابسته بدانند
- در شرایط اضطراب آور به کنترل کردن پناه ببرند
- درباره اشتباه کردن نگرانی زیادی داشته باشند
حتی ممکن است رفتار ظاهری آنان متفاوت باشد. مادر شاید با پرکاری، مراقبت افراطی یا رسیدگی مداوم به دیگران اضطرابش را کنترل کند؛ درحالی که بیمار با نخوردن، ورزش افراطی یا وزن کشی مکرر همین کار را انجام دهد. در اینجا ظاهر رفتارها متفاوت است، اما کارکرد روانی آنها میتواند مشابه باشد: تلاش برای کنترل اضطراب و جلوگیری از تجربه احساس های دشوار.
چرا بعضی بیماران تلاش میکنند شبیه هیچ کس نباشند؟
گاهی بیمار از یک سو شبیه والدین خود به نظر میرسد و از سوی دیگر، تلاش میکند از آنان فاصله بگیرد. او ممکن است از شباهت خود به پدر یا مادر ناراضی باشد و بخواهد بدنی کاملاً متفاوت بسازد. کاهش شدید وزن میتواند راهی ناخودآگاه برای تغییر بدن و فاصله گرفتن از ویژگیهای خانوادگی باشد. بیمار شاید بخواهد از بدن زنانه یا مردانه خود، از شباهت به مادر یا پدر و حتی از هویت خانوادگی خود فاصله بگیرد.
در برخی دیدگاه های روانپ ویشی، لاغری شدید میتواند به معنای توقف رشد و عقبنشینی از مرحلهای باشد که در آن بدن تغییر میکند و فرد باید با مسائل بزرگسالی، جنسیت، روابط و استقلال روبه رو شود. البته این تفسیر برای همه بیماران صادق نیست و تنها زمانی ارزش دارد که با تجربه شخصی بیمار هماهنگ باشد.
مادر در ذهن بیمار
والدین بهتدریج در ذهن کودک به صداها و تصویرهای درونی تبدیل میشوند. ممکن است حتی زمانی که مادر در کنار بیمار نیست، صدای انتقادگر یا نگران او در ذهن بیمار حضور داشته باشد.
این صدای درونی میتواند پیامهایی مانند اینها منتقل کند:
- باید بهتر باشی
- نباید دیگران را ناامید کنی
- نباید ضعیف به نظر برسی
- باید خودت را کنترل کنی
- ظاهر تو ارزش تو را تعیین میکند
- اگر متفاوت باشی، پذیرفته نمی شوی
بیمار ممکن است این پیام ها را بهعنوان افکار شخصی خود تجربه کند، نه بهعنوان چیزی که از خانواده آموخته است. یکی از اهداف درمان، کمک به بیمار برای تشخیص این صداها و جداکردن خواستههای واقعی خود از انتظارات درونی شده است.
نقش پدر در شکل گیری تصویر بدن
در فرضیه «به شکل پدر، به سان مادر»، پدر نیز نقش مهمی دارد؛ نه فقط بهعنوان منبع شباهت ظاهری، بلکه بهعنوان فردی که نگاه و تأیید او میتواند بر هویت کودک اثر بگذارد.
پدر ممکن است در تجربه کودک نماد این موارد باشد:
- قدرت
- تأیید
- قضاوت
- حمایت
- فاصله عاطفی
- قانون و محدودیت
- موفقیت و عملکرد
اگر کودک به دلیل شباهت چهره به پدر، دائماً با او مقایسه شود، ممکن است احساس کند باید همانند او رفتار کند یا انتظاراتی خاص را برآورده سازد.
در برخی خانوادهها، پدر ممکن است بهطور مستقیم یا غیرمستقیم درباره ظاهر، وزن یا جذابیت نظر دهد. در برخی دیگر، نقش او بیشتر از طریق سکوت، غیبت یا کمبود تأیید عاطفی تجربه میشود. بااین حال، حضور فیزیکی پدر الزاماً بهمعنای حضور عاطفی او نیست و نبودن پدر نیز در همه موارد به یک معنا نیست. آنچه اهمیت دارد، تجربه ذهنی بیمار از رابطه با پدر است.
آیا این فرضیه به معنای مقصر بودن والدین است؟
خیر. بررسی نقش والدین با سرزنش آنان تفاوت دارد.
آنورکسیا نروزا معمولاً حاصل یک عامل واحد نیست. عوامل زیستی، ژنتیکی، شخصیتی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی در کنار یکدیگر نقش دارند. والدین نیز ممکن است خودشان تحت تأثیر اضطراب، فشارهای اجتماعی، تجربههای دشوار زندگی و الگوهایی باشند که از نسلهای قبل آموخته اند.
بنابراین، هدف درمان این نیست که مشخص شود کدام والد مقصر است. هدف این است که بفهمیم:
- بیمار در خانواده چگونه خودش را شناخته است؟
- درباره بدن و غذا چه پیامهایی دریافت کرده است؟
- استقلال او چگونه پاسخ داده شده است؟
- در خانواده با خشم و مخالفت چگونه برخورد میشود؟
- بیمار برای دوست داشتنی بودن چه چیزهایی را در خود سرکوب کرده است؟
- کدام احساس ها بهجای کلام، از طریق بدن بیان شده اند؟
وقتی خانواده بهجای متهم شدن، وارد فرایند فهم و درمان میشود، امکان بهبودی بیشتر خواهد شد.
این فرضیه چه محدودیتهایی دارد؟
شباهت ظاهری علت اختلال نیست. شباهت بیمار به پدر، در درجه اول میتواند یک ویژگی ژنتیکی باشد و بهتنهایی هیچ ارزش تشخیصی ندارد.
- همه بیماران یک الگوی خانوادگی ندارند. برخی بیماران بیشتر به مادر شبیهاند، برخی به پدر و برخی به هیچ یک شباهت مشخصی ندارند.
- رفتار بیمار فقط از والدین نمیآید. خلقو خو، مدرسه، همسالان، رسانه ها، شبکه های اجتماعی، تجربه های آسیب زا و عوامل زیستی نیز اهمیت دارند.
- هر رفتار مشابه، معنای یکسان ندارد. دو نفر ممکن است هر دو کمال طلب باشند، اما یکی از ترس طرد شدن و دیگری از ترس شکست، به کمال طلبی پناه برده باشد.
پیامدهای درمانی
- شناخت هویت مستقل: پبیمار باید بتواند تشخیص دهد کدام خواستهها و ارزشها متعلق به خودش است و کدامیک از والدین یا محیط گرفته شده است.
- ایجاد رابطه سالم با بدن: بدن نباید تنها ابزار اعتراض، کنترل یا جلب تأیید باشد. درمان به بیمار کمک میکند بدن را بخشی از هویت خود بداند، نه دشمن یا پروژهای برای کامل بودن.
- بیان خشم و نیاز: بسیاری از بیماران لازم است بیاموزند که میتوانند مخالفت کنند، ناراحت باشند، درخواست کنند و همچنان دوستداشتنی باقی بمانند.
- حمایت از استقلال: استقلال سالم به معنای قطع رابطه با والدین نیست. بیمار میتواند متفاوت باشد، تصمیمهای خود را بگیرد و همچنان رابطه ای امن و محترمانه با خانواده داشته باشد.
- مشارکت خانواده: در مورد نوجوانان، خانواده بخشی از راه حل است. مشارکت خانواده باید به معنای فهم چرخه اضطراب و کنترل باشد، نه سرزنش والدین یا اجبار بیمار.
سخن پایانی
در تجربه بالینی من، در بسیاری از بیماران مبتلا به آنورکسیا نروزا، شباهت ظاهری قابلتوجهی به پدر مشاهده کرده ام؛ در حالی که در رفتار و سبک هیجانی آنان، ویژگی هایی شبیه مادر دیده میشود. این مشاهده را نمیتوان یک قانون عمومی یا علت اختلال دانست. چهره عمدتاً تحت تأثیر ژنتیک است و رفتار نیز از مجموعه پیچیدهای از عوامل فردی و خانوادگی شکل میگیرد.
با این حال، از منظر روان شناختی، این الگو میتواند پرسش های ارزشمندی ایجاد کند: بیمار چگونه والدین خود را درونی کرده است؟ چه بخشی از هویت او متعلق به خودش است؟ آیا بدن او به میدان کشمکش میان شباهت خانوادگی و میل به استقلال تبدیل شده است؟ و آیا رفتارهای او تکرار خاموش الگوهایی است که در خانواده آموخته است؟
شاید معنای عنوان «به شکل پدر، به سان مادر» این باشد که بیمار با بدنی که بخشی از تاریخ ژنتیکی خانواده را حمل میکند و رفتاری که بخشی از تاریخ عاطفی خانواده را در خود دارد، در جستوجوی هویتی مستقل است.
منابع
- Bruch, H. Eating Disorders: Obesity, Anorexia Nervosa, and the Person Within.
- Bruch, H. The Golden Cage: The Enigma of Anorexia Nervosa.
- Del Casale, A. et al. “Anorexia Nervosa and Familial Risk Factors: A Systematic Review of the Literature.” Current Psychology, 2023.
- Erriu, M. et al. “The Role of Family Relationships in Eating Disorders in Adolescence: A Narrative Review.” Healthcare, 2020.
- Rienecke, R. et al. “A Systematic Review of Eating Disorders and Family Functioning.” Clinical Psychology Review, 2024.
- Gkintoni, E. et al. “Clinical Intervention Strategies and Family Dynamics in Adolescent Eating Disorders.” Journal of Clinical Medicine, 2024.
- Croce, S. et al. “The Role of Identity in Anorexia Nervosa. A Narrative Review.” Journal of Affective Disorders, 2024.
- Oldershaw, A. et al. “Anorexia Nervosa and a Lost Emotional Self.” Frontiers in Psychology, 2019.
- Wooldridge, T. “The Paternal Function in Anorexia Nervosa.” Journal of the American Psychoanalytic Association, 2021.
- تذکر مهم:
این مطلب یک تحلیل نظری و روان پویشی است و جایگزین ارزیابی پزشکی، روانپزشکی، تغذیهای یا روان درمانی تخصصی نیست. آنورکسیا نروزا میتواند عوارض جسمی جدی داشته باشد و نیازمند ارزیابی و درمان چند تخصصی است.