چشم‌ چرانی غذا در کسانی که بی‌ اشتهایی عصبی دارند

حتما کلمه «چشم‌ چرانی» به گوشتان خورده است؛ یعنی نگاه کردنِ دزدکی، پنهانی و با حسرت به چیزی(در فرهنگ ما اغلب یک ابژه جنسی ) که فرد آن را می‌خواهد، اما جرئت ندارد به آن دست بزند.  در این حالت، آدم در یک جای امن می‌ ایستد، فقط تماشا می‌کند، لذت زودگذر و نصفه‌ نیمه‌ای می‌برد و معمولا رفتار دیگری نشان نمی دهد.

سال‌ها کار با مراجعانی که درگیر بیماری بی‌ اشتهایی عصبی (آنورکسیا) هستند، مرا با رفتار عجیب و خیلی شایعی روبه‌ رو کرده که اسمش را گذاشته‌ام: «چشم‌ چرانی غذا». خیلی‌ها فکر می‌کنند این بیماران از غذا فراری‌ اند و اصلا به آن نگاه هم نمی‌کنند؛ اما واقعیت کاملاً برعکس است!

این افراد معمولاً

  • شب‌ها در تاریکی اتاق، ساعت‌ها پای گوشی می‌نشینند و با ولع عجیب، فیلم‌های درست کردن پیتزا، شیرینی‌ های خامه‌ای، سرخ کردن همبرگرها یا ویدیوهای غذا خوردن دیگران را بالا و پایین می‌کنند و از نگاه کردن به آن‌ها لذت غریبی می‌برند.
  •  در خانه یا رستوران هنگام غذا خوردن دیگران آنها را تماشا می کنند یا حتی ممکن است بخواهند به دیگران غذا بدهند.
  • ممکن است ساعتها مشغول آشپزی کردن و تهیه غذا برای دیگران می شوند.
  • در هایپرمارکتها مجذوب قفسه خوراکی هستند یا مرتبا برای دیگران خوراکی می خرند.

چرا این کار شبیه چشم‌ چرانی است؟

این رفتار شباهت زیادی به چشم‌ چرانی سنتی دارد:

  • گرسنگی کشیدن و حسرت: وقتی کسی خودش را از غذا خوردن محروم می‌کند، تمنایش هزار برابر می‌شود. هرچقدر رژیم سخت‌ تر باشد، ولع نگاه کردن به غذا هم بیشتر می‌شود.
  • لذتِ از راه دور: بیمار با نگاه کردن به صفحه گوشی، بدون اینکه کالری‌ ای وارد بدن‌ شان کند، مغز گرسنه‌اش را فریب می‌ دهد و یک دوپامین (ماده لذت در مغز) ارزان‌ قیمت می‌گیرد.
  • فریب دادن خود با «اراده»: فرد در دلش می‌گوید: «دیدم، دلم هم خواست، اما تسلیم نشدم و نخوردم؛ پس چقدر من آدم بااراده و قوی‌ ای هستم!» اما این یک تله بزرگ است. این نگاه پنهانی مثل یک حفاظ ساختگی عمل می‌کند و نمی‌گذارد بیمار با ترس واقعی‌اش روبه‌رو شود؛ در نتیجه، بیماری و ترس از غذا در ذهنش قوی‌تر هم می‌شود.

اما فرقِ اصلی این کار با چشم‌ چرانی معمولی چیست؟

اینجا ماجرا خیلی دردناک‌ تر و پیچیده‌ تر است:

  • غذا مثل یک هیولا می‌شود: در چشم‌چرانی معمولی، آن چیزی که به آن نگاه می‌کنند یک شیء بی‌خطر است. اما برای کسی که بی‌اشتهایی عصبی دارد، غذا تا وقتی که توی قاب گوشی است دوست‌داشتنی و بی‌خطر است؛ به محض اینکه همان بشقاب غذا روی میز واقعی جلویش گذاشته شود، تبدیل به یک هیولای ترسناک می‌شود. بیمار فکر می‌کند اگر این غذا وارد بدنش شود، همه‌ی زحماتی که برای لاغری کشیده را نابود می‌کند و کنترل از دستش می‌گیرد.
  • قاضی سخت‌گیر درون سر بیمار: در چشم‌چرانی معمولی، آدم می‌ترسد دیگرانچندین بار مچش را بگیرند و آبرویش برود؛ اما در چشم‌چرانی غذا، دادگاه اصلی توی کله‌ ی خود بیمار برپاست! یک صدای سرزنشگر درونی مدام او را بازخواست می‌کند: «چرا به این عکس نگاه کردی؟ تو خائنی!» و شاید فردا صبح، بیمار خودش را با ساعت‌ها ورزش سخت و جان‌ فرسا جریمه می‌کند تا تقاص «گناهِ نگاه کردن دزدکی» را پس بدهد!

راه حل و توصیه من به عنوان درمانگر

برای درمان این مشکل، پاک کردن برنامه‌ها از روی گوشی تا حدودی کمک می کند اما تا وقتی که بدن و مغز این افراد در گرسنگی مطلق بماند، چشم‌ ها راهی برای جبران این کمبود پیدا خواهند کرد.

برای نجات از این تله باید کارهای زیر را انجام داد:

  • قبول کنیم که بدن گرسنه است: چشم‌ چرانی غذا نشانه اراده پولادین نیست؛ فریاد بدنی است که دارد از گرسنگی له می‌شود. باید بپذیریم که نیاز به غذا خوردن، یک نیاز کاملاً طبیعی است، نه ضعف شخصیتی.
  • آمدن از پشت شیشه گوشی به دنیای واقعی: باید این تماشای دزدکی و پنهانی متوقف شود. بیمار باید کم‌کم یاد بگیرد که از پشت صفحه گوشی بیرون بیاید و با غذای واقعی روبه‌ رو شود.
  • آشتی با بشقاب غذا: غذا هیولا نیست؛ سوخت زندگی است. درمان واقعی از روزی شروع می‌شود که بیمار بدون عذاب وجدان، بدون ترس و بدون اینکه بخواهد فردا خودش را تنبیه کند، قاشق را بالا بیاورد و اجازه بدهد تنِ خسته‌اش طعم واقعیِ غذا خوردن و سیر شدن را حس کند.

اگر خود یا نزدیکان با این پدیده روبرو هستید، من کاملا امیدوارم به شما کمک کنم. برای شروع می توانید وقت مشاوره رزرو نمایید.