اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD)؛ پیوند پنهان تکانشگری مغز با اختلالات خوردن و پرخوری عصبی
اختلال نقص توجه یا بیش فعالی (که قبلاً به عنوان اختلال کمبود توجه یا ADD شناخته می شد) یک اختلال عصبی رفتاری است که با علائم اصلی بی توجهی، حواس پرتی، بیش فعالی و تکانشگری مشخص می شود. تصور می شود که بیش فعالی شایع ترین اختلال سلامت روان دوران کودکی است که شیوع آن در کودکان بین 5 تا 11 درصد تخمین زده می شود. تصور می شود که اختلال نقص توجه در بزرگسالی کمتر شایع است و تقریبا 2 تا 5 درصد بزرگسالان مبتلا به این اختلال می شوند.
علائم اختلال نقص توجه می تواند با کار، مدرسه، وظایف خانه و روابط تداخل داشته باشد و مدیریت این اختلال می تواند هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان چالش برانگیز باشد. اما فراتر از افت تحصیلی یا بی نظمی های شغلی، یکی از ناشناخته ترین و در عین حال مخرب ترین پیامدهای این اختلال، تاثیر عمیق آن بر رفتارهای تغذیه ای و شکل گیری اختلالات خوردن مانند پرخوری عصبی (Bulimia Nervosa)، اختلال پرخوری افراطی (BED) و غذا خوردن هیجانی و شبانه است. خوشبختانه امروزه درمان های موثری وجود دارند و هر کسی که تحت تاثیر اختلال نقص توجه قرار می گیرد، می تواند مهارت های مقابله ای را بیاموزد و تعادل را به ذهن و سفره غذایی خود بازگرداند.
در کلینیک دکتر مجتبی کریمی، مراجعین بی شماری با شکایت از چرخه های پایان ناپذیر اضافه وزن، رژیم های مکرر شکست خورده و هجوم ناگهانی به سمت خوراکی ها مراجعه می کنند. ریشه بسیاری از این چالش های تغذیه ای نه در ضعف اراده یا بی نظمی اخلاقی، بلکه در ساختار انتقال دهنده های عصبی مغز بیش فعال نهفته است. درک این پیوند عصب شناختی، اولین گام برای رهایی از احساس شرم، مهار پرخوری و دستیابی به سلامت پایدار جسم و روان است.
فهرست مطالب
اختلال نقص توجه یا بیش فعالی چگونه به نظر می رسد؟
آیا بیش فعالی اختلالی واقعی است؟
چه چیزی باعث اختلال نقص توجه می شود؟
اختلال نقص توجه چگونه درمان می شود؟
آیا ADHD ژنتیکی است؟
پیوند پنهان بیش فعالی با اختلالات خوردن؛ چرا افراد مبتلا به ADHD بیشتر پرخوری می کنند؟
آیا اختلال نقص توجه یک ناتوانی یادگیری است؟
اختلال نقص توجه یا بیش فعالی چگونه به نظر می رسد؟
برخی از کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال نقص توجه تمرکز بر روی وظایف در مدرسه یا محل کار دشوار است و ممکن است اغلب رویاپردازی کنند. کودکان مبتلا به ADHD ممکن است دچار اختلال، سرکشی یا مشکل در کنار آمدن با والدین، همسالان یا معلمان شوند. کودکانی که به ویژه با بیش فعالی و تکانشگری دست و پنجه نرم می کنند، اغلب دارای چالش های رفتاری هستند که مدیریت آنها برای بزرگسالان دشوار است.
از سوی دیگر، بزرگسالان ممکن است بیشتر احساس بیقراری یا بی قراری کنند. اگر با تکانشگری دست و پنجه نرم کنند، ممکن است تصمیمات عجولانه ای بگیرند که بر زندگی آنها تاثیر منفی بگذارد. هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان، عملکرد اجرایی (برنامه ریزی، تنظیم عاطفی و تصمیم گیری) نیز اغلب تحت تاثیر قرار می گیرد. بسیاری از کودکان و بزرگسالان علائم ADHD را نشان می دهند، اما این امکان نیز وجود دارد که هر دو مجموعه علائم با هم وجود داشته باشند، که معمولاً به آن ADHD نوع ترکیبی می گویند.
یکی از نمودهای بارز اختلال کارکردهای اجرایی در این افراد، ناتوانی در برنامه ریزی وعده های غذایی و عدم توجه به سیگنال های زیستی بدن است. فرد مبتلا به نقص توجه ممکن است ساعت ها به دلیل درگیری در یک فعالیت، تشنگی و گرسنگی واقعی خود را نادیده بگیرد و سپس با افت شدید قند خون، دچار حمله پرخوری مهارنشدنی با غذاهای فوق فرآوری شده و پرکالری شود. این چرخه های بی نظمی در دریافت کالری، زمینه ساز چاقی، سوءتغذیه و اضطراب مداوم می شوند.

آیا بیش فعالی اختلالی واقعی است؟
اکثر روانپزشکان و روانشناسان موافق هستند که اختلال نقص توجه یک اختلال واقعی است. این بیماری در خانواده ها وجود دارد (که ریشه های ژنتیکی را نشان می دهد) و شواهد نشان داده اند که با تغییرات در رشد و تکامل مغز مرتبط است. ADHD همچنین به وضوح با مشکلات تحصیلی، کاری و روابط مرتبط است و به درمان پاسخ می دهد.
تصویربرداری های پیشرفته مغزی نشان می دهند که در افراد مبتلا به بیش فعالی، مناطقی از مغز به ویژه قشر پیش پیشانی (Prefrontal Cortex) که وظیفه ترمز شناختی و کنترل رفتارهای بدون تفکر را بر عهده دارد، حجم و فعالیت متفاوتی دارند. این تفاوت نوروبیولوژیک دقیقا همان دلیلی است که چرا یک فرد بدون ADHD می تواند یک بسته چیپس یا شیرینی را نصفه رها کند، اما فرد دارای ADHD تا زمانی که تمام بسته تمام نشود دست از خوردن نمی کشد. در نتیجه، اختلال بیش فعالی و رفتارهای تکانشی همراه آن، یک خطای زیست شناختی کاملا واقعی و قابل سنجش است، نه یک ویژگی شخصیتی منفی یا ناتوانی در کنترل اراده.
چه چیزی باعث اختلال نقص توجه می شود؟
مانند بسیاری دیگر از اختلالات سلامت روان، علل اختلال نقص توجه همچنان در دست بررسی است. ژن ها نقش کلیدی در بروز آن ایفا می کنند، همچنین تاثیرات محیطی مانند قرار گرفتن در معرض سموم در رحم و تجربیات آسیب زا اولیه در بروز اختلال بیش فعالی نقش دارند.
در سطح بیوشیمیایی مغز، نقص در سیستم دوپامین و نوراپی نفرین عامل اصلی شناخته می شود. دوپامین ناقل شیمیایی انگیزه، حس لذت، تمرکز و پاداش است. مغز افراد مبتلا به ADHD دائما در وضعیت “کمبود دوپامین” قرار دارد و به دنبال هر محرک پرقدرتی می گردد تا این کمبود را جبران کند. خوراکی های حاوی قند بالا و چربی فراوان به سرعت مسیر پاداش مغز را تحریک می کنند؛ به همین دلیل، غذا خوردن برای این افراد به نوعی خوددرمانی ناخودآگاه جهت افزایش دوپامین و فرار از ملال، اضطراب و عدم تمرکز تبدیل می شود.
اختلال نقص توجه چگونه درمان می شود؟
متخصصان در مورد اینکه آیا درمان اختلال نقص توجه باید اساساً رفتاری باشد (درمان، آموزش توجه، افزایش بازی) یا دارویی باشد. چندین مطالعه بزرگ به این نتیجه رسیده اند که ترکیبی از هر دو ممکن است موثرترین باشد. امروزه درمان اختلال نقص توجه با دستگاه tdcs نیز امکان پذیر است.
رویکردهای مدرن درمانی شامل دارودرمانی های دقیق با داروهای محرک یا غیرمحرک، روان درمانی متمرکز بر اصلاح سبک زندگی، رفتاردرمانی شناختی و تکنولوژی های نوین تعدیل عصبی مانند تحریک الکتریکی مغز (tDCS) و نوروفیدبک هستند. این روش ها با بازتنظیم مدارهای قشر پیش پیشانی، هم قدرت تمرکز را احیا می کنند و هم با بازسازی کنترل تکانه، ولع های ناگهانی برای پرخوری را به طور شگفت انگیزی فرو می نشانند.
آیا اختلال نقص توجه ژنتیکی است؟
شواهد قابل توجهی نشان می دهند که اختلال نقص توجه دارای زیربنای ژنتیکی و محیطی است. به عنوان مثال، مطالعات دوقلوها نشان داده است که دوقلوهای همسان به طور قابل توجهی بیشتر از دوقلوهای ناهمسان به اختلال نقص توجه مبتلا می شوند یا رفتارهایی شبیه به اختلال نقص توجه نشان می دهند. هیچ ژن واحدی وجود ندارد که “مسئول” اختلال نقص توجه باشد. در عوض، مانند بسیاری از بیماری های روانپزشکی، تصور می شود که با ژنتیک مرتبط است.
جالب است بدانید که تحقیقات ژنتیکی گسترده نشان داده اند بسیاری از ژن های درگیر در تنظیم گیرنده های دوپامینی، هم در استعداد ابتلا به بیش فعالی و هم در آسیب پذیری نسبت به اختلالات خوردن و چاقی مشترک هستند. این تشابه ژنتیکی توضیح می دهد که چرا در بسیاری از خانواده ها، سابقه بیش فعالی در یک نسل با سابقه چاقی شدید، پرخوری عصبی، بولیمیا یا رفتارهای وسواسی تغذیه ای در نسل دیگر همراه است.
پیوند پنهان بیش فعالی با اختلالات خوردن؛ چرا افراد مبتلا به ADHD بیشتر پرخوری می کنند؟
پژوهش های بالینی نشان می دهند که افراد مبتلا به ADHD چندین برابر بیشتر از سایر افراد جامعه در معرض ابتلا به اختلال پرخوری افراطی (BED) و پرخوری عصبی (Bulimia) قرار دارند. دلایل متعددی وجود دارد که این پیوند عمیق را آشکار می سازد:
- تکانشگری بالا در مواجهه با غذا: توانایی مکث کردن میان احساس میل به غذا و عمل خوردن در مغز افراد دارای بیش فعالی ضعیف است. به محض دیدن یا بوییدن یک خوراکی، عمل بلعیدن اتفاق می افتد بدون آنکه فرصتی برای سنجش پیامدهای آن وجود داشته باشد.
- خوردن ناشی از ملال و بی حوصلگی: برای یک مغز مبتلا به ADHD، احساس خستگی و بی حوصلگی غیرقابل تحمل است. غذا خوردن، سریع ترین و در دسترس ترین راه برای رساندن دوپامین به سیستم پاداش مغز و رهایی موقت از حس رخوت است.
- نقص در سیگنال های بدنی (اینتروسپشن): بسیاری از افراد بیش فعال ارتباط ضعیفی با پیام های داخلی بدن خود دارند؛ آن ها نمی توانند احساس سیری طبیعی را به موقع درک کنند و تنها زمانی دست از غذا می کشند که دچار دل درد یا پری شدید معده شوند.
- چرخه معیوب رژیم و پرخوری تلافی جویانه: بیمار برای جبران کالری های دریافت شده دست به رژیم های محدودکننده بسیار سخت می زند. اما به دلیل ضعف قشر فرونتال مغز، این محدودیت بیش از چند روز دوام نمی آورد و در نهایت منجر به انفجار پرخوری شدیدتر و ایجاد احساس شدید گناه و شرم می گردد.
آیا اختلال نقص توجه یک ناتوانی یادگیری است؟
اگرچه اختلال نقص توجه می تواند و اغلب باعث ایجاد چالش های تحصیلی شود، اما به عنوان یک ناتوانی یادگیری خاص (مانند نارساخوانی) در نظر گرفته نمی شود. با این حال، بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه طبق برخی برآوردها بین 30 تا 50 درصد دارای ناتوانی یادگیری همراه هستند. این شرایط همچنین می تواند علائم خارجی مشابهی را به خصوص در کودکان نشان دهد.
ناتوانی در پردازش اطلاعات و اختلال عملکرد اجرایی همچنین در محیط های روزمره بروز می یابد. به عنوان مثال، توانایی فرد برای ثبت دقیق رفتارهای غذایی، پایبندی به برنامه های درمانی روانشناختی و خودآگاهی نسبت به الگوهای تغذیه ای نیازمند یک سازماندهی شناختی پایدار است. به همین دلیل در کلینیک دکتر مجتبی کریمی، برنامه های درمانی برای مراجعین مبتلا به اختلالات خوردن همواره با ارزیابی دقیق بیش فعالی و تقویت توانمندی های اجرایی مغز همراه است تا نتایج درمانی ماندگار و دائمی شوند.
منبع:
https://www.psychologytoday.com/us/basics/adhd#is-adhd-genetic