سرشت بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی

سرشت‌های مختلف در بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

بی‌اشتهایی عصبی (Anorexia Nervosa) تنها به نخوردن غذا یا ترس از چاق شدن محدود نمی‌شود. این اختلال روانی پیچیده، حاصل تعامل عوامل زیستی، روانی، هیجانی و فرهنگی است. یکی از نکات بسیار مهم در درک این بیماری، توجه به سرشت‌های متفاوت بیماران است؛ زیرا همه افراد مبتلا، یک الگوی شخصیتی یا روانی یکسان ندارند.

شناخت سرشت‌ها به بیماران، خانواده‌ها و درمانگران کمک می‌کند تا مسیر درمان را دقیق‌تر، همدلانه‌تر و مؤثرتر طراحی کنند.

سرشت (Temperament) چیست؟

سرشت به ویژگی‌های نسبتاً پایدار و زیستی مغز گفته می‌شود که از کودکی در فرد وجود دارند. این ویژگی‌ها مشخص می‌کنند فرد:

  • چقدر به خطر و تهدید حساس است
  • چگونه به هیجان‌ها واکنش نشان می‌دهد
  • تا چه حد به نظم، کنترل یا پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد
  • چگونه پاداش و لذت را تجربه می‌کند

سرشت با «شخصیت» تفاوت دارد؛ شخصیت در طول زندگی شکل می‌گیرد، اما سرشت پایهٔ عصبی آن است.

چرا سرشت در بی‌اشتهایی عصبی اهمیت دارد؟

بسیاری از رفتارهای اصلی بی‌اشتهایی عصبی—مانند محدودیت شدید غذایی، وسواس وزن و ترس از چاقی—با نحوهٔ عملکرد سیستم‌های عصبی مغز (سیستم تهدید، کنترل و پاداش) در ارتباط هستند. این سیستم‌ها در افراد مختلف، به شکل‌های متفاوتی فعال می‌شوند.

به همین دلیل، یک رفتار مشابه (مثلاً نخوردن غذا) می‌تواند ریشه‌های کاملاً متفاوتی داشته باشد.

سرشت‌های شایع در بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

۱. سرشت کمال‌گرا و کنترل‌طلب

این افراد استانداردهای بسیار بالایی برای خود دارند و اشتباه را به‌سختی تحمل می‌کنند. احساس ارزشمندی آن‌ها اغلب به موفقیت، انضباط و کنترل وابسته است.

در مغز این افراد، سیستم هشدار نسبت به «نقص» یا «خطا» بیش‌فعال است و کنترل غذا به آن‌ها احساس تسلط و آرامش می‌دهد. برای این گروه، کاهش وزن فقط هدف ظاهری نیست، بلکه راهی برای احساس ارزشمندی است.

۲. سرشت مضطرب و اجتنابی

این گروه حساسیت بالایی به اضطراب، تغییرات بدنی و عدم قطعیت دارند. احساس پری معده، نفخ یا تغییر وزن می‌تواند برای آن‌ها بسیار تهدیدکننده باشد.

محدودیت غذایی در این افراد باعث کاهش موقتی اضطراب می‌شود و مغز یاد می‌گیرد که «نخوردن غذا = امنیت». در نتیجه، بی‌اشتهایی عصبی به ابزاری برای مدیریت اضطراب تبدیل می‌شود.

۳. سرشت وسواسی و انعطاف‌ناپذیر

این افراد نیاز شدیدی به نظم، قوانین مشخص و قابل پیش‌بینی بودن دارند. تغییر برنامه یا شکستن قوانین برای‌شان بسیار دشوار است.

غذا خوردن، وزن و ورزش به مجموعه‌ای از قوانین سخت‌گیرانه تبدیل می‌شود و تخطی از آن‌ها احساس گناه یا خطر ایجاد می‌کند. درمان این افراد نیازمند افزایش تدریجی انعطاف‌پذیری روانی است.

۴. سرشت اجتنابی نسبت به هیجان

برخی بیماران تحمل کمی برای تجربهٔ هیجان‌های شدید دارند و در شناسایی یا بیان احساسات دچار مشکل هستند.

کاهش دریافت غذا می‌تواند شدت هیجان‌ها را کم کرده و نوعی بی‌حسی هیجانی ایجاد کند. در این حالت، بی‌اشتهایی عصبی راهی برای خاموش کردن احساسات دردناک می‌شود.

۵. سرشت پاداش‌گریز

در این افراد، مراکز پاداش مغز نسبت به لذت‌هایی مانند غذا، استراحت یا صمیمیت واکنش ضعیف‌تری نشان می‌دهد.

گرسنگی ممکن است به‌تدریج احساس «پاکی»، «کنترل» یا حتی آرامش ایجاد کند و غذا خوردن بیشتر اضطراب‌زا از لذت‌بخش شود. درمان این گروه بر بازسازی حس لذت و پاداش در مغز تمرکز دارد.

نکته‌ای بسیار مهم

اکثر بیماران ترکیبی از چند سرشت را در خود دارند. هیچ سرشتی «بد» یا «ضعیف» نیست. مشکل اصلی، گیر افتادن مغز در حالت بقا و هشدار است؛ حالتی که در آن مغز به اشتباه تصور می‌کند غذا خطرناک است.

درمان مؤثر به چه معناست؟

درمان موفق بی‌اشتهایی عصبی فقط به معنی وادار کردن فرد به غذا خوردن نیست. درمان واقعی شامل موارد زیر است:

  • کاهش حساسیت سیستم تهدید مغز
  • افزایش تحمل هیجانی
  • بازسازی احساس امنیت در بدن
  • تقویت انعطاف‌پذیری روانی

به همین دلیل، روش‌هایی مانند CBT-E، FBT، RO-DBT و درمان‌های مبتنی بر تنظیم سیستم عصبی، بسته به سرشت فرد، نتایج متفاوتی دارند.

سخن پایانی

بی‌اشتهایی عصبی نشانه لجبازی یا ضعف اراده نیست. این اختلال بیانگر مغزی است که بیش از حد در حالت ترس و کنترل گیر کرده است. با درک سرشت فرد، همدلی عمیق‌تر می‌شود و مسیر درمان هموارتر خواهد بود.


منابع علمی

پیمایش به بالا