مهاجرت و بولیمیا
تأثیر جابهجایی فرهنگی بر شکلگیری و تداوم اختلال پرخوری – پاکسازی
مهاجرت فرایندی فراتر از جابهجایی جغرافیایی است و اغلب با فشارهای روانی عمیق، تغییرات هویتی و چالشهای اجتماعی پایدار همراه میشود. این شرایط میتوانند زمینهساز بروز یا تشدید اختلالات روانپزشکی شوند.
در میان این اختلالات، بولیمیا نروزا به دلیل ماهیت پنهان و عملکرد هیجان محور خود، ارتباط پیچیدهای با تجربه مهاجرت دارد که در سالهای اخیر توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. بولیمیا تنها یک اختلال خوردن نیست، بلکه پاسخی روانشناختی به استرس مزمن، تعارض هویتی و فشارهای فرهنگی نیز محسوب میشود.
بولیمیا نروزا: چارچوب بالینی
بولیمیا نروزا با دورههای مکرر پرخوری و احساس فقدان کنترل مشخص میشود که پس از آن فرد برای پیشگیری از افزایش وزن به رفتارهای جبرانی متوسل میشود.
این رفتارها معمولاً شامل استفراغ القایی، مصرف ملین یا داروهای مدر، ورزش افراطی یا روزه داری طولانیمدت هستند. وجه مشترک همه این بیماران، وابستگی شدید عزت نفس به وزن و شکل بدن است.
بسیاری از مبتلایان وزن طبیعی دارند و همین موضوع باعث میشود اختلال برای مدت طولانی تشخیص داده نشود؛ مسئلهای که در جمعیتهای مهاجر شیوع بیشتری دارد.
استرس مهاجرت و تنظیم هیجان
پژوهشهای روانپزشکی نشان میدهند که مهاجرت با افزایش شیوع اضطراب، افسردگی و اختلالات مرتبط با استرس همراه است.
Bhugra و Becker مفهوم «سوگ فرهنگی» را مطرح کردهاند که به فقدان همزمان زبان، نقشهای اجتماعی، پیوندهای عاطفی و چارچوب معنایی زندگی اشاره دارد. در چنین شرایطی، بولیمیا میتواند بهعنوان راهبردی ناکارآمد برای تنظیم هیجان عمل کند؛ پرخوری برای کاهش تنش روانی و رفتارهای جبرانی برای تسکین احساس گناه، شرم یا ترس از افزایش وزن.
جذب فرهنگی و ایدهآل لاغری
یکی از یافتههای پایدار در پژوهشها، ارتباط مستقیم میان جذب فرهنگی و شدت علایم بولیمیا است.
مطالعه Pérez و همکاران که بر روی زنان مهاجر در ایالات متحده انجام شد، نشان داد هرچه میزان پذیرش ارزشها و هنجارهای فرهنگی جامعه میزبان افزایش مییابد، نارضایتی از بدن و درونیسازی ایدهآل لاغری نیز افزایش پیدا میکند.
این پژوهش نشان داد که استرس ناشی از سازگاری فرهنگی، نقش واسطهای مهمی میان مهاجرت و بروز علایم بولیمیک ایفا میکند.
تفاوتهای بیننسلی در مهاجران
یافتههای پژوهشی حاکی از آناند که نسل دوم مهاجران در برخی موارد علایم شدیدتری از اختلالات خوردن نسبت به نسل اول یا حتی جمعیت بومی نشان میدهند. Cachelin و همکاران در مطالعهای تطبیقی دریافتند که زنان مهاجر با افزایش مدت اقامت در کشور مقصد، الگوهای نارضایتی بدنی مشابه یا شدیدتر از زنان بومی نشان میدهند.
تعارض هویتی، فاصله گرفتن از حمایتهای سنتی و مواجهه مداوم با استانداردهای بدنی رسانهای از عوامل کلیدی این پدیده هستند.
موانع تشخیص و درمان
متاآنالیز Lindert و همکاران نشان میدهد که اختلالات روانی در میان مهاجران کمتر تشخیص داده میشوند و اغلب در مراحل پیشرفتهتری به درمان میرسند.
انگ فرهنگی، مشکلات زبانی، ترس از برچسب گذاری اجتماعی و نبود درمانگران فرهنگ آشنا از مهمترین موانع درمان هستند. در مورد بولیمیا، این تأخیر تشخیصی میتواند به مزمن شدن اختلال و افزایش عوارض جسمی و روانی منجر شود.
پیامدهای درمانی
شواهد نشان میدهند که درمانهای مبتنی بر شواهد مانند CBT-E زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که با درک عمیق از تجربه مهاجرت همراه شوند.
توجه به تاریخچه جابهجایی، فقدان های فرهنگی، تعارض هویتی و معنای بدن در فرهنگ مبدأ و مقصد، بخش جداییناپذیر درمان موفق بولیمیا در افراد مهاجر است.
جمعبندی
پژوهشهای علمی نشان میدهند که مهاجرت میتواند از طریق استرس مزمن، فشارهای فرهنگی و تغییرات هویتی، بهطور غیرمستقیم خطر بروز بولیمیا نروزا را افزایش دهد
. این اختلال اغلب پنهان باقی میماند و بدون رویکردهای درمانی متناسب با فرهنگ ، به سرعت مزمن میشود. افزایش آگاهی، تشخیص زودهنگام و مداخلات متناسب با زمینه فرهنگی میتوانند نقش مهمی در کاهش رنج روانی مهاجران ایفا کنند.
منابع علمی
Bhugra, D. & Becker, M. A. (2005). Migration, cultural bereavement and cultural identity.
World Psychiatry
Pérez, M. et al. (2002). Acculturative stress and bulimic symptomatology across ethnic groups.
International Journal of Eating Disorders
Cachelin, F. M. et al. (2002). Body image and eating disorder symptoms across ethnic groups.
Journal of Cross-Cultural Psychology
Fairburn, C. G. (2008). Cognitive Behavior Therapy and Eating Disorders.
Guilford Press
Lindert, J. et al. (2009). Depression and anxiety in migrants: a meta-analysis.
Social Science & Medicine

