روان‌درمانی بین فردی (IPT) برای بولیمیا نروزا (پرخوری عصبی): تمرکز بر قدرت روابط

آخرین بروزرسانی در تاریخ: ۱ دی ۱۴۰۴

مقدمه

بولیمیا نرووزا (Bulimia Nervosa)، که اغلب به طور عامیانه “پرخوری عصبی” نامیده می‌شود، یک اختلال خوردن جدی است که با دوره‌های مکرر پرخوری همراه با احساس از دست دادن کنترل، و به دنبال آن رفتارهای جبرانی ناسالم (مانند استفراغ عمدی، استفاده از ملین‌ها یا ورزش افراطی) مشخص می‌شود. در حالی که درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان خط اول درمان شناخته می‌شود، روان‌درمانی بین فردی (Interpersonal Psychotherapy یا IPT) رویکردی قدرتمند و مکمل ارائه می‌دهد که بر ریشه‌های ارتباطی این اختلال تمرکز دارد.

روان‌درمانی بین فردی (IPT) چیست؟

IPT یک درمان کوتاه‌مدت (معمولاً ۱۲ تا ۱۶ جلسه) است که بر این فرض استوار است که مشکلات روانی و رفتاری فرد، از جمله اختلالات خوردن، در بستر روابط بین فردی او شکل می‌گیرند و حفظ می‌شوند. برخلاف درمان‌هایی که بر تغییر افکار یا الگوهای ذهنی متمرکز هستند، IPT مستقیماً به نحوه تعامل فرد با دیگران و نقش آن روابط در وضعیت فعلی او می‌پردازد.

فلسفه اصلی IPT: روابط و احساسات

در درمان بولیمیا، IPT فرض می‌کند که پرخوری و رفتارهای جبرانی اغلب به عنوان تلاشی برای مدیریت احساسات شدید، تعارضات حل‌نشده، یا نقص‌های ادراک شده در روابط فرد با دیگران استفاده می‌شوند. درمانگر IPT به بیمار کمک می‌کند تا بفهمد چه تغییرات یا استرس‌هایی در روابط اخیر او (مانند جدایی، درگیری خانوادگی، یا تنهایی) با شروع یا تشدید علائم BN همزمان بوده است.

چهار حوزه کانونی IPT در درمان بولیمیا

درمانگر و بیمار به طور مشترک یکی از چهار حوزه زیر را به عنوان کانون اصلی مداخله در جلسات انتخاب می‌کنند:

  1. اختلال در نقش‌های بین فردی: بررسی تغییرات عمده و استرس‌زای اخیر در زندگی فرد که نقش‌های اجتماعی او را تغییر داده است (مانند والدین شدن، بازنشستگی، یا از دست دادن شغل). این تغییرات می‌توانند احساس ناامنی ایجاد کنند که با پرخوری جبران می‌شود.
  2. اختلافات بین فردی: تمرکز بر تعارضات فعال و حل‌نشده با افراد مهم زندگی (مانند همسر، والدین یا دوستان). ناتوانی در ابراز خشم یا نیازها به شیوه‌ای سالم، می‌تواند منجر به سرکوب هیجانی و در نهایت پرخوری شود.
  3. فقدان اجتماعی یا تنهایی: زمانی که بیمار احساس انزوا، حمایت ناکافی، یا کمبود روابط معنادار می‌کند. احساس تنهایی مزمن می‌تواند انگیزه فرد برای استفاده از غذا به عنوان منبع آرامش موقت را افزایش دهد.
  4. غم و اندوه حل‌نشده: پردازش یک فقدان (مرگ عزیزی یا پایان یک رابطه مهم) که به طور کامل توسط بیمار مدیریت نشده و همچنان به صورت ناخودآگاه بر وضعیت روانی و خوردن او تأثیر می‌گذارد.

اثربخشی IPT در مقابله با چرخه بولیمیا

مداخله IPT به طور مستقیم بر رفتار تغذیه‌ای تمرکز نمی‌کند، اما با بهبود عملکرد بین فردی، اثربخشی آن در کاهش علائم بولیمیا ثابت شده است:

  • بهبود مهارت‌های ارتباطی: با یادگیری ابراز نیازها و مرزها به طور مؤثر، نیاز به مدیریت احساسات از طریق غذا کاهش می‌یابد.
  • کاهش واکنش‌پذیری هیجانی: بیمار می‌آموزد که تعارضات را به جای سرکوب، از طریق گفت‌وگو حل کند، و این امر باعث کاهش استرس مزمن می‌شود که محرک اصلی پرخوری است.
  • تقویت شبکه حمایتی: بهبود کیفیت روابط، منبع ثانویه‌ای از حمایت عاطفی فراهم می‌کند که جایگزین تکیه صرف بر غذا برای تسکین موقت می‌شود.

نتیجه‌گیری: دیدگاهی جامع‌تر به درمان

روان‌درمانی بین فردی (IPT) یک گزینه درمانی قوی و مبتنی بر شواهد برای بولیمیا نرووزا است، به خصوص برای افرادی که در حوزه روابط بین فردی خود دچار اختلال یا تنش قابل توجهی هستند. این درمان با تقویت روابط سالم و آموزش مهارت‌های ارتباطی، به ریشه‌های عمیق‌تری از پریشانی روانی می‌پردازد و به افراد کمک می‌کند تا نه تنها بر چالش‌های خوردن غلبه کنند، بلکه از سلامت روانی و اجتماعی خود نیز بهره‌مند شوند.

پیمایش به بالا